X
تبلیغات
هنر - سیر تحول نقاشی
آشنایی با هنرهای تزئینی

دوره چهارم زمين شناسی، که به زمان حاضر می پيوندد و شاهد يخبندان ها ی بزرگ بوده،

 "پلئوستوسن"  (pleistocene) خوانده شده است. در اين دوران دراز، با گذشت هر چند هزار سال،

 سرمای کره زمين متناوباً  شدت می يافته و يخ های قطبی تا شمال و مرکز اروپا و آمريکا پايين می آمده

 است. بخش آخری اين دوره، که از حدود 40,000 تا 10,000 سال قبل از ميلاد دوام يافت و بشر پيش از

 تاريخ را در دامان خود آماده زندگی دسته  جمعی و سپس ده نشينی ساخت، "پارينه سنگی" نام گرفته

 است؛ زيرا از آن دوره ابزارها و سلاح های ابتدايی يا سنگ هايی نا صاف يا تکه پرانی شده، که معلوم

 است نخستين مصنوع دست آدمی بوده، برجا مانده است.

قدمت هنر نقاشی و کنده کاری بر بدنه غار و صخره بيش از بيست هزار سال قبل از ميلاد و کنده کاری

 روی استخوان چندی پس از آن تخمين شده است، که عموماً مشتمل بوده است بر شکل های انتزاعی

 و مختلط بسيار ساده شده از هياکل آدميانی در حال شکار جانوران با کمان و پيکان، يا رقص دسته

 جمعی مردان و زنان، يا گله های چهارپايانی چون گاو وحشی و بز کوهی و گوزن، البته با محتوايی

 آرمانی و جادويی که چنين نقوشی در بر داشته اند.  اما مهمتر اينکه از همان مردمان نقاشی ها و کنده

 کاری هايی بر ديواره و سقف غارهايی که ظاهراً اقامتگاه يا پرستشگاهشان بوده بر جا مانده است.

بعد از اين دوران، دوران نوسنگی بود که در دوره نو سنگی علاوه بر ساختن ابزار و سلاح مانند نوک پيکان

 و تيغه چاقو و سنبه با سنگ صيقل خورده، صنعت سفالگری رنگی يا منقوش با دست شامل کوزه و

 ظرف و پياله و آبدان نيز پيکره های کوچک اندام و مهرهای چهارگوش برجسته کاری با گل صورتگری _يا

 خاک رس نرم_ نيز معمول شد

 اين ها شروعی بود برای پيدايش هنرهای تجسمی؛ از آنس هنر با گذر زمان در کشورهای مختلف رشد

 کرد و دوران ها، سبک ها و مکتب های هنری مختلفی را بوجود آورد. در اين قسمت نگاهی داريم به

 دوران ها، سبک ها و مکتب های هنر نقاشی.

دوران رومانسك (Romanesque):

اين دوران كه سبكي بود ناشي از سبك گوتيك در نيمه قرن يازدهم بوجود آمد و در حدود اواخر قرن

 

 دوازدهم كم كم كنار گذاشته شد. اين دوران التقاطي بود با عناصري برگرفته از هنر رومي، بيزانس و ...

 

 اما با انسجام بخشيدن به همه به سبكي نوين و نيرومند با هويت مشخص تبديل شد.

 

دوران رونسانس (Renaissance):

در قرن چهاردهم بوجود آمد و ويژگي آن وفاداري شديد به انسان گرايي و ميل شديد به تقليد كردن از ايده

 

 آل هاي سبك كلاسيك باستاني بود. رنسانس در هنرهاي تصويري با آثار جيوتو شروع و با آخرين كارهاي

 

 ميكل آنژ كه طليعه و پيش تاز ظهور منوريسم بود پايان يافت. تاريخ نويسان رنسانس را به دو بخش

 

 تقسيم مي كنند ؛ رنسانس آغازين كه در حدود سال 1500 پايان مي پذيرد و ويژگي آن انسان گرايي

 

 جيوتو و پيروان اوست و اوج رنسانس كه انسان گرايي را با ايده آل هاي سبك كلاسيك و مهارت تكنيكي

 

 فوق العاده در هم آميخت و با چپاول رم به پايان رسيد. بيشتر كارهاي رافائل و بخش اصلي كارهاي

 

 لئوناردو و كار بسياري از هنرمنداني كه در اين دوره شكل گرفته، شامل اين خصوصيات است.
 

دوران باروك (Baroque):

سبكي است جهاني كه پس از منريسم در اواخر قرن 16 بوجود آمد و تا اوايل قرن 18 بر اروپا حاكم بود

 

 وسپس جاي خود را به روكوكو داد. باروك به طور عمده در اروپا پا گرفت و كم و بيش در روم  مركزيت يافت

 

 و شروع و توسعه آن با نارضايتي ار منريسم هم زمان بود. اين سبكوره تقسيم مي شود: دوره آغازين

 

(1585 _1625)، دوره اوج (1625_1675) و دوره افول (1675_1715). اين سبك تا حدودي بر مبناي مشاهده

 

 واقعيت است.

 

دوران كلاسيك (Classic):

 

هنري كه بر مبناي اصول و الگوهاي ريشه گرفته از دوران باستان به ويژه يونان باستان باشد؛ اين اصطلاح

 

 همچنين در برابر هنر رومانتيك به كار مي رود.

 

دوران رومانتيك (Romantic):

نقطه مقابل هنر كلاسيك بود و نتيجه ي عكس العملي در مقابل آن. ويژگي هايي هم چون در گيرشدن

 

 عاطفي و احساسي با موضوع و در بسياري موارد تمايل آشكار به سوي كارهاي نامتعارف و عجيب از

 

 مشخصات اين دوران است. به عنوان يك نهضت در فرانسه در پايان سه دهه اول قرن نوزدهم به اوج خود

 

 رسيد.

 

هنر انتزاعی (Abstract Art):

عبارتی که برای هنری غير تصويری (غير تمثالی) يا تصويری تجريدی و يا تصويری بسيار ساده شده به کار

گرفته می شود.

سبك اکسپرسيونيسم انتزاعی (Abstract Expressionism):

قالبی از نقاشی غير تصويری و غير تمثالی يا ترکيبی از مواد و اشيای نامتجانس که در دوران پس از

 

 جنگ جهانی دوم در نيويورک به وجود آمد. نقاشانی چون پالک، نيومن، روتگو، گوتليب، هوفمن،

 

 دکونينگ و ... در به وجود آمدن اين قالب از نقاشی سهم بسزايی داشتند. کارهای اين قالب معمولاً

 

 احساسی و عاطفی است و در آن ها به نمودهای تصادفی و اتفاقی پرداخته می شود. به اين شيوه

 

 نقاشی کنشی هم می گويند؛ هواداران اين شيوه مکتب نيويورک را بنيان نهادند.

سبك کوبيسم (Cubism):

سبکی در نقاشی که پيکاسو و براک در سال 1907 ابداع کردند و گريس و لژه و ديگران آن را ادامه دادند.

 اين سبک اولين روش نو د پيشرو و خلاق قرن بيستم بود و مبنايی برای بقيه سبک های انتزاعی رايج

 در اين دوره شد. در واقع اين سبک در برابر تأکيدهای امپرسيونيسم بر ادراک محض بصری از موضوع به پا

 خاست و نتيجه و پيامد منطقی سزان در همين مورد بود.

پيشرفت
اين سبک همچنين تحت تأثير کارهای خاصی از هنر قبيله ای آفريقايی که برخی از نمودهای آن

 در تابلو دوشيزگان آوينيون از پيکاسو که معمولاً عطف کوبيسم شناخته می شود به چشم می خورد.

 از اصول زير بنايی آن توجه به انجام و يک پارچگی سطح صاف تصوير است (مسئله ای که بيش از آن

 گوگن را به خود مشغول کرده بود و دنيس به خوبی آن را تشريح کرده بود) انکار اهميت موضوع اصلی،

 احساس برانگيزی، تغزلی و احساسی بودن و تأثير نورهای گذرا و ناپايدار و اعتقاد به اين امر که حجم ها

 گويی در گردشند و از زاويه ثابتی به آن نگاه نمی شود. برخلاف سبک های ديگر اخير، کوبيسم نه بر

 احساسات درونی و نه بر دريافت بی طرفانه موضوع تصويری متکی است بلکه به جای آن تلاش برای

 رسيدن به مبانی منطقی و ناب انديشمندانه ای دارد، تا پايه ای برای نوعی واقع گرايی  عميق شود.

واقع گرايی فارغ از واقع گرايی و تقليدی که تنها وجهی از موضوع را نشان ندهد بلکه کل آن را نشان دهد.

سبك اکسپرسيونيسم (Expessionism):

نهضتی که در قرن بيستم به وجود آمد و به فقط در نقاشی بلکه در عصرهای ديگر هم مطرح شد و بیشتر

 به ارتباط و تبادل احساسات عاطفی می پرداخت تا بازسازی طبيعت و يا خلق زيبايی. به طور مشخص

 اين سبک در حدود سال 1905 در فرانسه با آثار ونگوگ شروع شد اما تقريباً همزمان، در سراسر اروپا و

 به طور مشخص در بلژيک، آلمان و اسکانديناوی رواج يافت. به طور کلی اکسپرسيونيسم با صفاتی چون

 تغيير شکل واقعيت و اغراق وصف می شود و گاهی برخی آن را نشانه مساعدی برای نوعی روان

 رنجوری می دانند. از مهم ترين پيروان اين سبک می توان انسور، سوتين، کرشنر، دائو، مونش، کولوتيز

 و بارلاخ را نام برد.
 

سبك امپرسيونيسم (Imperssionism):

نامی که به سبکی از نقاشی که در دهه 1870 در فرانسه به وجود آمد

 

 اطلاق می شود و به طور معمول اولين و مؤثرترين نهضت در ميان نهضت

 

 های هنر مدرن است. سبک امپرسيونيسم هم مانند همه ی سبک

 

 های دوره ای، بر اثر نارضايتی از سبک های گذشته به وجود آمد که در

 

 اينجا آکادميسم نابارور حاکم بر نقاشی فرانسه در نيمه قرن نوزدهم بود

 

 و مانند بسياری از جنبش ها و نهضت های بزرگ هنری _ که شامل هنر

 

 انتزاعی هم می شود _ هدف واقعی آن ها بدست آوردن اعتبار و

 

پذيرفتاری بوده است. احتمالاً به دليل نام آن امپرسيونيسم بيش از هر

 

 سبک ديگری موجب حيرت و سردرگمی همگانی شد. امپرسيونيسم در

 

 ميان همه سبک ها تصويری ترين آن هاست، هر چند معمولاً اين

 

 اصطلاح برای سبک هايی به کار می رود که نقطه مقابل امپرسيونيسم

 

 هستند اگرچه نقاشانی چون مانه، دگا و سزان با مسامحه به عنوان

 

 پيروان اين سبک مطرح شده اند اما نقش آن ها در اين نهضت نقش

 

 فرعی و جنبی بوده است و پيروان اصلی اين سبک مونه، پيارو و

 

 سيسيلی بوده اند.

 

سبك منريسم (Mannerism):اصطلاحی است که به هنر ايتاليايی در فاصله سال های

 1520-1600 ميلادی اشاره دارد. منريسم سبکی ذهن گرا و پر احساس بود که نشانه ای از

اکسپرسيونيسم داشت و معمولاً از رنگ هايی که در هم می دويدند استفاده می کرد تا مخالفت خود را

 نسبت به منطق بصری نشان دهد. اين سبک در رم پا گرفت و از ميان طرفداران آن می توان به ميکل آنژ،

 پانتورمو، پريماتيچيو، پارماچيا نينو، تينتورتو اشاره کرد.
 

سبك سورئاليسم (surrealism):

نام جنبش هنری و ادبی بود که در سال 1922 عمدتاً به رهبری شاعر و منتقد فرانسوی آندره برتون

 بوجود آمد.او می گفت که هدفش ايجاد فرا واقعيت از طريق تبديل شرايط متناقص خيال و واقعيت محض

 است. همچنين به تصوير کشيدن موضوعات ناهماهنگ و بی مناسبت با دقت و موشکافی بسيار.

 از پيروان اين مکتب می توان از آرپ، کله، تانگی، دالی و ... را نام برد.

نقاشی ايرانی   Iranian Painting

نقاشی ايرانی دارای نوعی زيبايی و فريبندگی است که حيرت و شگفتی هر بيننده ای را به محض ديدن

 برمی انگيزد. اگر نقاشی ايران را با فن نقاشی غرب مقايسه کنيم متوجه نواقصی در نقاشی ايرانی

 می شويم با اين حال اين نواقص در فن هيچ از ارزش و زيبايی نقاشی ايرانی نمی کاهد؛ در اين فن پاره

 ای از اوصاف هست که نبايستی آنان را در نظر گرفت و درباره ی آن دقيق شد چرا که به لحاظ اوصاف

مذکور ممکن است و چرا که به لحاظ اوصاف مذکور ممکن است چنين فنی راه فنا و زوال را پيموده و از

 بين برود ولی تنها چيزی که نمی توان آن را انکار کرد اين است که چهره کشی و نقاشی ايرانی در مورد

 خود منفرد و يگانه بوده و بيننده را نوعی تأثيرات روحی و الهام و خوشی و شادمانی قلبی می بخشد

 که چنين وحی و تأثير و جلب توجه برای غير آن فنون هنر وران ديگر نيست.

در نقاشی های ايرانی اثری از سايه روشن نيست زيرا نگارگر ايرانی همه چيز را در نور مطلق می بيند

 و به همين دليل در نقاشی هايش سايه وجود ندارد، او سايه روشن را نمايشگر دنيای مادی و طبيعت

 می داند. در حالی که بر اين نقاشی ها در حقيقت، ماوراء آن است. بايد بدانيد که نقاشان مکتب

 سورئاليسم در اروپا نيز از همين تفکر و تخيل برای به وجود آوردن اثر استفاده می کنند با اين تفاوت که

 بينش الهی نگارگران ايرانی را ندارند. "رابراند" در پديد آوردن بيش از 20 تابلو هنری به نقاشی های

 ايرانی و شرقی روی آورده و از آنها الهام گرفته يا آن ها را به طور کامل دوباره سازی کرده است، خود او

 هدف از اين کار را تلاش در جهت ملکوتی کردن آثارش می داند. "ماتيس" نيز آثار خود را مديون نگاره

 های ايرانی است ؛ وی با وجود مطالعات بسياری که روی اين نگاره ها داشت تنها توانست

با هارمونيزاسيون آن ارتباط برقرار کند و هرگز نتوانست به محتوای رمزآلود آن ها پی ببرد.

رنگ های خاص به کار برده شده و ايجاد يک ترکيب بندی منسجم که روح نواز است حاکی از سطح بالای

 نقاشان آن دوره است، بخصوص نگاره های دوره صفوی که از کيفيت خاص برخوردار هستند.


بر اساس تحقيقات بدست آمده می توان منشا اين هنر را که در ابتدا به نام « مينياتور »

( به معنی طبيعت کوچک و ظريف است ) بوده در ايران است سپس به چين را برده و در دوره مغول

به صورتی تکميل يافته به ايران برگشته است که البته امروزه هنر مينياتور از هنر نگارگری کاملآ

جداست .چرا که نگارگری دارای ويژگی هاي کاملآ منحصر به فرديست که هرگز در هنر مينياتور ديده نمی

شود .

از جمله اين ويژگی های اساسی :

۱- در نگارگری عالم از منظر حق ديده می شود به گونه ای که اراده خداوند بر آن حاکم گشته، نه

آنچنانکه در ديده محدود ما جای گرفته است حال آنکه نگارگری به منظور کشف حجاب از حقيت با حذف «

پرسپکتيو » و نمايش واقعيت پلی به سوی حقيقت آن می زند . لذا مظاهر طبيعت در نگاره ها با جلوه

ای بلوربن ظاهر می شوند که حاصل مشاهدات قلبی هنرمند از حهان برين و مرتبه ملکوتی عالم بوده و

واجد باطنی متعالی از ظاهر عالم است .

۲- در نگارگری شبيه سازی تحريم شده است .


۳- در نگارگری اسلامی هنرمندان مسلمان خصوصآ ايرانيان با روحيات خاص خود بر اساس بينش و

اعتقاد اسلامی اثاری را ابداع می نمودند و به همين جهت خود را مبداء اثر نمی دانستند بلکه معتقد

بودند که آنها تنها واسطه ای هستند که الهامات و فيوضات الهی را منتقل می نمايند بنابراين نيازی به

ثبت نام در اين آثار نبوده است .

نقاشی ايرانی از زمان "پارينه سنگی" آغاز می شود، از اين دروان در کاوش غاری در کوه های بختياری

 در شمال شرقی شوشتر ابزارها و سلاح هايی از سنگ ناصاف و در نواحی هميان و مير ملاس و دوشه

 از توابع لرستان، تصاوير جانوران و آدميان منقوش بر صخره های قايم به رنگ های سياه و زرد و سرخ

 يافت شده است که قدمتشان به پانزده هزار سال قبل از ميلاد می رسد.

پس از آن دوره ی نو سنگی است که از ميان هزاره پنجم تا سوم ق.م آغاز شد و آثار برجا مانده از آن

 عمدتاً از سنگ صيقل خورده اند. پس از آن دوره "مس و سنگ" بود که سفالگری منقوش و مهره های

 کنده کاری شده با علامات و اشکال هندسی و تصاوير رواج يافت. از اين دوران نگاره هايی بر جدار

 سفالين املش، سيلک و شوش باقی است. پس از آن با پيشرفت تمدن ايرانی، هنر ايرانی نيز رو به

تکامل رفت؛ تا هنگام ظهور اسلام که به نگاره های ايرانی جلوه ای ديگر داد.

 

دروان تحول نقاشی ايرانی به طور مختصر به شرح زير است:

"مانی" از هنرمندان اوليه پديد آورنده نگارگری است؛ او را پدر نگارگری ايرانی می دانند (دوره ساسانی).

 

بعدها در دوره سلجوقی مکتب بغداد پا به عرصه وجود می گذارد . در اين دوره به علت ظهور اسلام

 

 نقاشی حرام شده بود و در اين مکتب بيشتر از طبيعت می کشيدند که سبک عربی داشت .


 در دوره تيموری مکتب معروف « هرات » پديد آمد که کمال الدين بهزاد مشهور به مانی ثانوی از

 

 معروفترين استادکاران اين مکتب است . که کتاب مصور « ظفرنامه تيموری » از جمله آثارش می باشد .

 

 که به جرات می توان گفت آثار وی از لحاظ حالت چهره ها حرکت قلمو وانتخاب موضوع و نمايش دادن

 

 وقايع سرآمد تمام مينياتورهايی (‌نگارگری ) دانست که قبل يا بعد از او در ايران ساخته شده است .


در دوران صفوی سبک ومکتب نقاشی را در يک تقسيم بندی کلی می توان در دو بخش کاملآ جدا از هم

 

مورد بررسی قرار داد :

- مکتب تبريز ( که اين مکتب تا زمان انتقال پايتخت به قزوين ادامه داشت ) نگاره های اين دوره همه در

 

يک نوع و از لحاظ ظرافت کاری و حرکت قلمو و طرح و رنگ دنباله مکتب هرات است و فقط مختصری با آن

 

تفاوت دارد .

- مکتب شيراز که از روش نقاشی اروپاييان پيروی کرده و در دوران زنديه شکل گرفت .
 

مکتب سبک قاجاريه که بطور مساوی از نقاشی های ايرانی و اروپايی مايه گرفته است و متأثر از سبک

 

شيراز است .در اين آثار پرسپکتيو وارد شده است و هنرمندان اين دوره با استفاده از گرورهای رنگی و

 

کپی کردن آثار نقاشی اساتيد دوره رنسانس به کلی اصالت ايرانی خود را از دست داده و تابع سبک و

 

سياق نقاشی کلاسيک اروپا شده اند. که همين غرب زدگی به انحطاط نگارگری ايران کمک کرد در حالی

 

که در آن زمان در اروپا، هنر کلاسيک دوران زوال خود را می پيمود کمال الملک به فرانسه سفر کرد و هنر

 

منحط آنها را به صورتی ناقص وارد ايران کرد و ايرانيان از خود باخته، مدهوش اين هنر شدند و هنر اصيل

 

خود را به دست فراموشی سپردند . به طوری که امرزه هيچيک از نگارگران ايران هرگز نخواهند توانست

 

به صورت پيشينيان هنرمند خود نگاره هايی را خلق کنند .

بدين ترتيب نگارگری اسلامی ايران همچون بسياری از زمينه های فرهنگی_هنری ديگر در دوره قاجار به

 

ورطه نابودی کشانده شد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت   توسط شادی داوری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هدف از این وبلاگ آشنایی باهنرهای تزئینی است که موضوعات گوناگونی رادربر می گیرد

پیوندهای روزانه
ورق طلا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم آبان 1392
هفته اوّل تیر 1392
هفته دوم اردیبهشت 1392
هفته اوّل اسفند 1391
هفته اوّل مرداد 1391
هفته سوم آبان 1390
هفته چهارم مرداد 1390
هفته دوم اردیبهشت 1390
هفته اوّل اسفند 1389
هفته اوّل فروردین 1389
هفته اوّل اسفند 1388
هفته سوم بهمن 1388
هفته دوم بهمن 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
آرشيو
پیوندها
عکس
1 - تکنیکهای مختلف پتینه
2- تکنیکهای مختلف پتینه
3- تکنیکهای مختلف پتینه
4- تکنیکهای مختلف پتینه
آفتابگردون
موسیقی عشق
5- تکنیکهای مختلف پتینه
6- تکنیکهای مختلف پتینه
ART CLUB
1 - طرح های زیبا برای استنسیل
2 - طرح های زیبا برای استنسیل
3 - طرح های زیبا برای استنسیل
هفت هنر
نقاشی وان استروک
ورق طلا
Hom-Architecture-Design
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM